جعفر شهرى باف

469

طهران قديم ( فارسى )

پول آن را در چهار تا پنج هفته دريافت مىكردند و بطر ( چاركى ) « 109 » شراب ، دهشاهى تا سه عباسى « شش دهم ريال » ، يك كپ چهار منى آن چهار قران و نيم ، بطر چاركى عرق كه ده سير تمام عرق داشت و در وزن آن دقت شده بود كه كم نبوده معامله حرام نشده باشد ! سى شاهى تا سى و پنج شاهى و ( كپ ) چهارمنه‌ى آن بيست تا بيست و دو سه قران به نسبت كهنه ، نوى و مرغوبى و نامرغوبى آن كه استمرار مىگرفت و خاكه ذغال درهم خروارى شانزده تا هجده قران و خاكهء جدا و ذغال جدا به ترتيب خروارى ده قران و بيست قران بود كه قسط آن يك ساله يعنى تا موقع خريد خاكه ذغال سال بعد كه فصل خريدش تابستان بود به آخر مىرسيد و چه بسيار كه اين اقساط بطور كامل وصول نمىشد و به هزار مشكلات ترك كار ، تعطيل كارگاه ، تغيير حجره و استاد و ديگر عوارض بدهكار برخورد نموده ، گاهى تمام يا مقدارى از آن سوخت « 110 » مىگرديد .

--> ( 109 ) . حدود يك ليتر را در مايعات چارك و ظرف آن را چاركى مىگفتند . ( 110 ) . باطل ، از ميان رفته .